close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
داستان Do You Know Who I am به همراه ترجمه فارسی
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

انگلیسی،داستان،بازی

Do You Know Who I am? One day a student was taking a very difficult essay exam. At the end of the test, the prof asked all the students to put their pencils down and immediately hand in their tests. The young man kept writing furiously, although he was warned that if he did not stop immediately he would be disqualified. He ignored the warning, finished the test. Minutes later, and went to hand the test to his instructor. The instructor told him he would not take the test. The student asked, "Do…

Do You Know Who I am?

One day a student was taking a very difficult essay exam. At the end of the test, the prof asked all the students to put their pencils down and immediately hand in their tests. The young man kept writing furiously, although he was warned that if he did not stop immediately he would be disqualified. He ignored the warning, finished the test. Minutes later, and went to hand the test to his instructor. The instructor told him he would not take the test.

The student asked, "Do you know who I am?"  

The prof said, "No and I don't care."

The student asked again, "Are you sure you don't know who I am?"

The prof again said no. Therefore, the student walked over to the pile of tests, placed his in the middle, then threw the papers in the air "Good" the student said, and walked out. He passed.

 

می دونی من کیم؟

روزی یک دانش آموز یک آزمون خیلی سخت داشت. در آخرامتحان، استاد از همه دانش آموزان خواست که قلم هایشان را پایین بگذارند و بلافاصله دست خود را روی برگه خود بگذارند. مرد جوان با خشم به نوشتن ادامه داد، گو اینکه او مطلع بود که اگر او بلافاصله دست نگه ندارد او محروم خواهد شد. او اخطار را نادیده گرفت و امتحان را تمام کرد. دقایقی بعد، با برگه آزمون به سوی آموزگار خود رفت. آموزگار به او گفت که برگه امتحانی او را نخواهد گرفت.

دانش آموز پرسید: "می دانی من چه کسی هستم؟"

استاد گفت:" نمی دانم و اهمیتی نمی دم."

دانش آموز دوباره پرسید:" مطمئنی که مرا نمی شناسی؟"

 

استاد دوباره گفت نه. بنابراین دانش آموز رفت سمت برگه ها و برگه خودش را وسط اونا جا داد، اونوقت کاغذ هایی که در دستش بود را به هوا پرتاپ کرد و گفت: عالیه و به بیرون رفت. او قبول شد.

درباره : انگلیسی , داستان انگلیسی ,
برچسب ها : داستان انگلیسی با ترجمه فارسی , داستان می دونی من کیم , داستان کوتاه انگلیسی ,
بازدید : 92 تاریخ : یکشنبه 15 دي 1392 زمان : 19:35 نویسنده : حامد افشاری نظرات ()
مطالب مرتبط
  • Podcast - تعطیلات تابستان Podcast - تعطیلات تابستان
  • Did You Know? - سری پنجم Did You Know? - سری پنجم
  • آب و هوا در انگلیسی آب و هوا در انگلیسی
  • داستان I was just checking my performance با ترجمه فارسی داستان I was just checking my performance با ترجمه فارسی
  • جملات الهام بخش - سری اول جملات الهام بخش - سری اول
  • فایل صوتی Restaurent Part 2 فایل صوتی Restaurent Part 2
  • English Listening - Restaurent Part 1 English Listening - Restaurent Part 1
  • داستان The Purpose of Life به همراه ترجمه فارسی داستان The Purpose of Life به همراه ترجمه فارسی
  • متن آهنگ We Can't Stop از Miley Cyrus به همراه ترجمه و لینک دانلود متن آهنگ We Can't Stop از Miley Cyrus به همراه ترجمه و لینک دانلود
  • متن آهنگ What Do You Take Me For از Pixie Lott به همراه ترجمه فارسی و لینک دانلود متن آهنگ What Do You Take Me For از Pixie Lott به همراه ترجمه فارسی و لینک دانلود
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 323
  • کل نظرات : 39
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 76
  • آی پی امروز : 6
  • آی پی دیروز : 19
  • بازدید امروز : 29
  • باردید دیروز : 25
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 131
  • بازدید ماه : 565
  • بازدید سال : 1,455
  • بازدید کلی : 101,000
  • مطالب
    کدهای اختصاصی
    سایت تخصصی کانتر و جی تی ای